روانشناسي علمي در عصر جديد

عصر جدید که با رنسانس آغاز شد نوزایی در تمام ابعاد بشری را به همراه داشت. نگاه انسان عصر جدید نگاهی متفاوت از نگاه انسان مسیحی است. انسان عصر جدید به دنبال شناخت طبیعتی است که مسیحیت آن را طرد می کرد. برای انسان عصر رنسانس، فعالیت و حرکت به منظور بهره برداری از طبیعت، اصلی بنیادین به حساب می آید. پیشرفت های چشمگیری در حوزه های مختلف علوم طبیعی از جمله کالبدشناسی و علم وظایف اعضا صورت گرفت و این مساله موجب تضعیف علم کلام مسیحی شد. به عبارت دیگر، سیمایی که دوران رنسانس و عصر جدید برای تاریخ بشر ترسیم کردند موجب شد بتدریج علوم طبیعی و روانشناسی از یوغ الهیات مسیحی خارج شوند. در قلمرو روانشناسی، فیلسوفان با طرح مسائل علمی گام های مهمی را برای ظهور روانشناسی علمی برداشتند. فعالیت فیلسوفانی همچون دکارت با طرح نظریه دو جوهر روح و جسم، پاسكال و روانشناسی دینی او، اسپینوزا و نظریه تلازم روح و جسم همگی مؤید این مطلب است.

ظهور روانشناسی علمی مقارن با نهادینه شدن مفاهیمی همچون اثبات گرایی، تجربه گرایی و ماده گرایی در فضای اندیشه غرب است. روانشناسان در بررسی پدیده های ذهنی به روش های علمی روی آوردند و با کارکردهای ذهنی، برخوردی آزمایشگاهی کردند. بدون شک، نقش اصلی چنین حرکتی به عهده روانشناسان آلمانی است. بسیاری، آغاز روانشناسی علمی را مقارن با تاسیس نخستین آزمایشگاه روانشناسی در دانشگاه لایپزیک آلمان در سال 1879 می دانند که توسط ویلهلم وونت  (Wilhelm Wundt) بنیانگذاری شد. ویلهلم وونت اعتقاد داشت ذهن و رفتار را می توان همانند سیاره ها و مواد شیمیایی یا اندام بدن مورد بررسی علمی قرار داد. اندکی بعد در سال 1881 نخستین مجله روانشناسی منتشر شد. سال 1888 جیمز مكین کتل (James Mckeen Cattell)  به عنوان نخستین استاد روانشناسی در دانشگاه پنسیلوانیا منصوب شد.

پیش از کتل، انتصاب روانشناسان در بخش فلسفه دانشگاه ها صورت می گرفت. سیر رشد و پیشرفت روانشناسی آنچنان سریع بود که در خلال سال های 1880 تا 1895 در آمریكا 26 آزمایشگاه روانشناسی تاسیس شد. همچنین در سال 1892 اولین سازمان علمی روانشناسی یعنی انجمن روانشناسی آمریكا (American Psychological Association)  تاسیس شد.

استقبال از این انجمن و در اصل علم روانشناسی تا بدانجا بود که تا سال1986 تعداد 61 هزار نفر در سراسر جهان به عضویت این انجمن درآمدند. سرعت تحقیقات و پژوهش های روانشناسی غیرقابل باور و غیرقابل توصیف است و به همین دلیل، برخی واژه انفجار اطلاعات را در حوزه روانشناسی به کار برده اند. برای مثال اگر فردی بخواهد از تمام کارهایی که در حوزه روانشناسی منتشر می شود آگاهی یابد روزانه باید ،ده ها مطلب منتشر شده را مورد مطالعه قرار دهد.

در ایران براساس مقاله دکتر سیاسی، تحت عنوان روانشناسی و انجمن روانشناسی ایران ،که اشاره دارد حدود 45 سال پیش یعنی از سال 1304 درس علم النفس )که ایشان آن را به روانشناسی ترجمه کرده اند(، در مدرسه علوم سیاسی تدریس می شده است. بعلاوه کتاب علم النفس یا روانشناسی از لحاظ تربیت دکتر سیاسی، اولین کتاب جامع روانشناسی در ایران است .

افزون برآن دکتر براهنی در پیشگفتار کتاب زمینه روانشناسی، تالیف اتكینسون و هیلگارد می نویسد: ” تا اوایل دهه 1340 فعالیت چشمگیری در روانشناسی وجود نداشت و این علم یا به عنوان بخشی از برنامه های رشته فلسفه و علوم تربیتی یا به صورت بخشی از دوره های تربیت دبیر و آموزگار تدریس می شد.

همچنین دکتر براهنی، در سخنی ازمترجم در کتاب روانشناسی یادگیری تالیف دیز و هالسی می نویسد: “در کشور ما از بدو تاسیس دارالمعلمین و دانشگاه تهران، روانشناسی به صورت های مختلف در مراکز تربیت معلم تدریس شده است، ولی تاسیس رشته مستقل روانشناسی در دانشگاه های کشور فقط طی 15 سال اخیر صورت گرفته است )یعنی از سال 1343 ). دکتر شاملو، نیز اشاره می کند که اولین درس روانشناسی بالینی در سال 1344 در گروه روانشناسی دانشگاه تهران تدریس شد.