روانشناسي از ديدگاه انديشمندان مسلمان

در دوران اسلامی دانشمندان مسلمانی چون کندی، فارابی، ابن سینا، فخر رازی، غزالی، ابن عربی، سهروردی و ملاصدرا مطالعات زیادی در زمینه روانشناسی انجام داده اند .کندی، نقش ویژه ای در واکاوی مفهوم نفس و قوای گوناگون آن داشت .او در باره عقول، شناخت، جنبه ها ی اخلاقی و فضایل انسانی، خواب و رؤیا و … نظرات ارزشمندی دارد.  رساله خواب و رؤیای او که در قرون وسطی به زبان های اروپایی و لاتینی ترجمه شد، در بیداری اروپا )رنسانس( مؤثر بود. بعلاوه به مساله اندوه )افسردگی( پرداخته است. وی در رساله “زدودن اندوه”، اندوه را تعریف می کند، چیستی آن را بیان می دارد، علل و عوامل مؤثر بر پیدایش آن و درمان و پیشگیری از آن را شرح می دهد.

فارابی شرحی بر کتاب علم النفس ارسطو نوشت و تلاش کرد دیدگاه های ارسطو و افلاطون را به هم نزدیک کند. وی همچون ارسطو، نفس را صورت بدن می داند اما برخلاف وی آن را منطبع در بدن- آن گونه که صورت منطبع در ماده است- تلقی نمی کند .

ابن سینا مسایل مربوط به نفس انسانی را به تفصیل بررسی کرد. او ادله ای بر تجرد نفس اقامه نمود و به قوا، کارکردها و ویژگی های نفس انسانی پرداخت. از جمله مباحثی که او در کتاب قانون مطرح کرد، کارکرد بخش های مغز و نقش اعصاب در بدن بود. او در این کتاب از بیماری مالیخولیا )که امروزه به عنوان نوعی افسردگی شناخته می شود(، نام برده و به بحث در مورد آن می پردازد .

غزالی به پیوند بین تن و روان معتقد بود و رفتار انسان را ناشی از فرآیندهای بدنی و روانی می دانست. او فرایندهای روانی همچون اندیشه، غم، شادی، درد و رنج، گرایش و گریز و به طور کلی محرک ها و انگیزه ها را مور بحث قرار داده است. در کتاب احیا  العلوم الدین، وی مطالبی در مورد شخصیت و صفات شخصیت ارایه نموده است .بعلاوه به بررسی های فردی در مورد رفتار انسان پرداخته و ویژگی های روانی و شخصیتی آنها را مورد تحلیل قرارمی دهد.

ابن عربی در کتاب فصوص الحكم در باره انسان کامل موضوعات و مباحثی را مطرح می کند که در روانشناسی قابل طرح است.

ملاصدرا در رابطه با نفس، نظر خاص و متمایزی از ذدیگران دارد. وی معتقد است نفس در ابتدا از جوهری مادی برخوردار است و خواص ماده را دارد، اما به تدریج و در مسیر تكامل، ابتدا به نفس نباتی سپس حیوانی و در نهایت به نفس انسانی تبدیل می شود و در هر مرحله از ابزار و استعدادهای مربوط به هر مرحله برخوردار می شود و در نهایت در مرحله نفس انسانی به درجه ای می رسد که دیگر هیچ یک از خواص و محدودیت های ماده، اعم از حجم و مكان و زمان و … را ندارد.